1. فارس پاتوق پیشنهاد می کند موضوع زیر را دنبال کنید

    پیش بینی بازی فینال جام جهانی ۲۰۱۸
    رد اعلامیه

داستان تلگرام مریم و رییس شرکت

شروع موضوع توسط alexi در ‏16 ژوئیه 2017 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. alexi

    alexi کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏23 دسامبر 2016
    ارسال ها:
    33
    تشکر شده:
    22
    جنسیت:
    زن
    داستان مریم و رییس شرکت
    داستانهای تلگرام
    باز هم میخوام داستانی رو براتون بگم که از زبون یکی از دوستام شنیدم.
    مریم دوستم الان ۲۳ سالشه و تازه هم ازدواج کرده شوهر مریم تو یه کارخانه مسئول نگهبانی هست و گاهی مواقع شب ها خونه نمیومد.خود مریم هم که یه مدت توی یه شرکت به صورت پاره وقت منشی بود و میگفت گاهی اوقات اینقد سرم شلوغ میشه که تمام وقت توی شرکت میمونم.
    رییس شرکت زیاد بهش توجه میکرد و بخاطر اینکه مریم توجهی بهش نداشت یه مدتی بود که با مریم سر لجبازی گرفته بود و میخواست اخراجش کنه،‌ مریم بخاطر اینکه از یه خانواده مذهبی بود معمولا همیشه چادر داشت و هیچ آرایش خاصی هم نداشت.
    مریم یه همکار به نام ترانه داشت که همیشه ور دل رییس شرکت بود و برعکس مریم رییس هیچ توجهی بهش نداشت، ترانه چن بار به مریم گفته بود که چی میشه حالا یکم آرایش کنی و چادرتو در بیاری و یکم با رییس با ناز بیشتری برخورد کنی.
    مریم هم چن بار باهاش تند حرف زده بود که من هیچ وقت وقار و سنگینی خودمو از دست نمیدم. اونم دست بردار نبود و میگف خو چه اشکالی داره رییس جوونه و خوشتیپ اگه باهاش خوب باشی حتما حقوقتم بیشتر میکنه.
    ترانه کلا آدم بی بندو باری بود و فهمیدیم قبلا با رییس شرکت رابطه داشته و براش نجابت و حیا مهم نبود. الانم که رییس ازش زده شده بود میخواس از طریق ترانه مخ مریمو بزنه تا با مریم هم رابطه داشته باشه.
    ترانه تقریبا هر روز میومد پیش مریم و بهش میگف ببین رییس چقد خوشتیپه، کاش شوهر من بود، آخه شوهر من چی داره نه قیافه داره نه پول درس و حسابی داره،‌ کاش رییس به من توجه میکرد احمق،‌ تو هم احمقی والا آخه کی میخواد بفهمه، من قسم میخورم به هیشکی چیزی نگم.
    و مریم هر روز باهاش دعوا میکرد که بس کن و ترانه خانمم ول کن نبود.
    بقیه داستانو از زبون خود مریم میگم
    ترانه ول کن نبود و دائم تو تلگرام برام پیام میفرستاد و منم از ترس شوهرم همه رو پاک میکردم، و گاهی هم پیام ها و عکسای بد میفرستاد تا منو تحریک کنه. ولی من اون طور دختری نبودم بخدا.
    یه مدتی گذشت و ما وضع خوبی نداشتیم و شوهرم کارشو از دست دادو از صبح تا شب میرف بیرون و آخر دستم هیچ.
    یه روز بالاخره تصمیمو گرفتمو رفتم آرایشگاه. فرداش هم به جای چادر مانتو پوشیدم، اول صبح فکر کردم شوهرم خیلی بد باهام برخورد میکنه ولی اونم وقتی منو دید با مانتو و آرایش کرده گف چقد خوشگل شدی مراقب خودت باش عزیزم و باهم از خونه زدیم بیرون و هر کدوم رفتیم طرف کار خودمون.
    به شرکت رسیدم پرونده ها رو درست و راست کردم که یهو رییس اومد منم بلند شدن رفتم جلو سلام کردم اونم با لبخند جواب سلام منو داد که ترانه اومد، وای باید ترانه رو میدیدی از حسادت مرده بود، بعد رفت تو اتاق رییس و اومد بیرون کلا رفتارش تغییر کرد و یهو با لبخند گفت آفرین حالا شدی یه دختر خوب و بالاخره به حرفم گوش دادی، یکم سر به سرم گذاشت که فک کنم با این اوضاع رییس دوس داره الان بغلت کنه و این حرفا، که من هر چی بیشتر میشنیدم بیشتر نگران میشدم.
    اون رو برگشتم خونه خدا رو شکر کردم که اتفاقی نیفتاد و به مدت همین طور گذشت و منم به این وضع و تیپ عادت کرده بودم تا اینکه یه شب رییس شرکتمون تو تلگرام بهم پیام داد وای عکسشو تو چت تلگرام دیدم از ترس نخونده پاک کردم پیامشو، یه ساعت گذشت میترسیدن برم سراغ گوشی، وسوسه شدم تلگرام رو باز کردم همین که تو تلگرام آنلاین شدم دیدم ترانه پیام داد که چه خبر؟
    منم بهش قضیه رو گفتم و اونم مث همیشه دعوام کرد که احمق جان شاید کاری باهات داشته و این حرفا. خلاثه با مریم خدافظی کردم که برم بخوابم، شوهرمم خوابیده بود که دوباره صدای تلگرام اومد. دیدم بله رییس شرکته باز، این بار پیامشو باز کردم نوشته بود پس چرا پیاممو جواب ندادی منم سلام علیک کردم و گفتم ببخشید حواسم نبود پیامتونو نخونده پاک کردم.
    اونم پیامشو دوباره فرستاد یه جمله ادبی بود. و خلاصه منم جواب دادم و یه جمله فرستادم و و دوباره جمله فرستاد و منم دوباره جواب دادم و خلاصه و خلاصه و خلاصه که یهو دیدم وای ساعت شده ۳ نصفه شب، بهش گفتم ببخشید ساعت خیلی دیر وقته فردا باید زود بیدار شم بیام شرکت که گفت عب نداره فردا یکم دیر تر بیا مشکلی نداره، تو دلم یکم خندیدم و گفتم انگار بد هم نشد یکم بیشتر میخوابم.
    فرداش یکم دیر تر رفتم و وقتی رسیدم ترانه بهم گفت کلک چطوری دیر میای دیگه، منم هیچی جوابش رو ندادم رفتم سر کارم.
    اون روز ترانه زود تر رفت و منم وقتی کارم تموم شد و میخواستم برم رییس بهم گف امروز میتونی بیشتر بمونی تا یه سری قرارداد ها رو باهم مرتب کنیم. من که واقعا ترسیده بودم به ترانه تو تلگرام پیام دادم، جوابمو نداد بهش یه زنگ زدم گفتم ترانه نکنه ....
    که یهو از همون خنده های شیطنت آمیز مخصوص خودش کرد و گفت اگه هم اتفاقی افتاد و خواست کاریت کنه بهش بگو بخاطر ترانه بوده هوای منم داشته باش خوشگل خانم. وای اینو که گفت دلم میخواست بکشمش، بهش گفتم خیالت راحت نمیذارم کار به اونجاها برسه و گوشیو قطع کردم.
    وای مدام فکرای عجیب غریب میومد سراغم، یه بار رییس اومد بیرون رفت تو آبدار خونه از یخچال چیزی بداره، وای تا در اتاقش باز شد دو متر پریدم هوا، گفت چته چیزی شده گفتم نه مرسی یکم فشارم افتاده، گفت اگه چیزی میخوای تا برات بیارم، که گفتم نه.
    وای حالم زیاد خوب نبود به زندگیم فک میکردم به شوهرم به خودم به مادرم ، پدرم، آبروم به حرفای شیطونی ترانه به همه و همه چی. وایییییی نه.
    خلاصه رییس اومد بیرون گفت آماده ای بریم سر کار
    منم با صدا لرزون گفتم بریم تا زودتر تموم شه منم برم خونه دیرم شده
    اونم گف حالا یه امروزه فقط، سریع قرار داد ها رو بیار تو اتاقم تا بررسی کنیم.
    منم همه دفاتر رو بردم تو اتاقش گذاشتم جلوش، که گفت نه بذارش رو عسلی تا رو مبل بشینیم و یهو بلند شد اومد کنارم رو مبل نشست.
    وایییی خیلی بهم چسیبده بود و منم استرس داشتم ولی اون عین خیالشم نبود انگار.
    بهم گفت فلان قرار داد رو پیدا کن، حواسم نبود اصلا، با دست لرزون یه قرار داد دیگه بهش دادم یهو نگام کرد ازم گرفت گفت تو حواست کجاست. عرق کرده بودم گفتم هیچی چیزیم نیس.
    وااای نه یهو دستمو گرفت گفت مریم چته، گفت مریم؟
    تا حالا اینطور منو صدا نزده بود
    دست کشید به صورتم،‌ صدام داشت میلرزید، عقب عقب رفتم و اومدم ول کن نبود که یهو خواست بیاد جلو تر که دیگه طاقت نیاوردم بلند شدم رفتم بیرون از اتاقش کیفمو ورداشتم، اونم اومد دنبالم که جلومو بگیره، و میگفت مگه چی شده.
    بهش گقتم لطفا من شوهر دارم بیخیال من بشید.
    من اون طوری که شما فکر میکنید نیستم، هر چی اون خواست اصرار کنه و جلومو بگیره نذاره برم بیرون، گفتم بخدا اگه نذاری برم جیغ میزنم، که یهو خدا کمکم کرد درو باز کرد و منم به سرعت از شرکت زدم بیرون. واییییی هوای بیرون
    انگار تو شرکت اکسیژن نبود، داشتم خفه میشدم اونجا.
    وای خدا رو شکر
    اون روز خیلی از خودم راضی بودم که حیامو از دست ندادم به خاطر پول و لذت.
    خدا رو شکر واقعا
    ترانه اون شب اینقدر تو تلگرام پیام داد، منم تصمیم گرفتم ترانه و رییس شرکت رو بلاکشون کردم و دیگه نرفتم سرکار.
    وای هم از دست پیام های مزخرف ترانه تو تلگرام خلاص شدم هم از دست اون رییس عوضی.
    خدا رو شکر الانم زندگیمون بهتر شده، شوهرم کار خوب پیدا کرد. الان تقریبا داریم رو روال خوب زندگی میکنیم و خوشبختیم.

    داستان میلاد بردار دوستم رو میتونید از اینجا بخونید.
     

    موضوعات مشابه

  1. کانال تلگرام

    اطلاعیه ها و اخبارهای فارس پاتوق ، مسابقات و جوایز
  2. گروه تلگرام

    کتاب مذهبی ، کتاب های درسی ، کتاب های علمی ، کتاب رمان
  3. برنامه تلگرام

    اپراتور ، نرم افزار های ارتباطی
  4. سرگرمی و تفریح تلگرام

    دانستنیهای جالب ، مرکز تخصصی ترول ، انواع فال ها و طالع بینی ها ، مطالب طنز آمیز ، اس ام اس و جوک
  5. آموزش تلگرام

    اخبار فارس پاتوق ، انتقادات و طرح های جدید فارس پاتوق ، نظر سنجی ، آموزش های لازم فارس پاتوق ، اطلاعیه های فارس پاتوق
  6. کانال موزیک تلگرام

    مداحی ایام فاطمیه ، مداحی ماه محرم ، موزیک های ایرانی ، موزیک های شاد ، آهنگ های خارجی ، آهنگ های پیشواز ایرانسل ، آهنگ های پیشواز همراه اول ، آهنگ های رومانتیک ، مداحی ، آهنگ های سنتی
  7. اخبار تلگرام

    اخبار حوادث ، اخبار جهان ، اخبار ورزشی ، اخبار پزشکی ، اخبار سیاسی - اقتصادی ، اخبار فرهنگی - هنری ، اخبار علمی
  8. مد و زیبایی تلگرام

    مدل لباس دخترانه ، مدل لباس زنانه ، مدل لباس پسرانه ، مدل لباس مردانه ، مدل لباس ، مدل لباس جدید ، مدل عینک ، مدل مو ، مدل ناخن ، عکس مدل
  9. کانال عکس تلگرام

    عکس های خنده دار ، عکس های بازیکنان ، عکس های ترسناک ، عکس های طبیعت ، عکس های حیوانات ، عکس های حوادث ، تصاویر عاشقانه ، تصاویر کارتونی ، عکس های اتومبیل ، تصاویر هنرمندان ، تصاویر کودکان ، عکس های متفرقه
  10. کانال فیلم تلگرام

    اپراتور همراه اول ، اپراتور ایرانسل ، اپراتور رایتل
  11. تبلیغات تلگرام و اینستاگرام

    آگهی های استخدام دولتی ، آگهی های استخدام غیر دولتی ، سوالات و پاسخ های آزمون های استخدامی
  12. کانالهای ادبی تلگرام

    تاریخ ، شعر و ادبیات ، نامه نگاری و انواع نامه ها
  13. گروه چت تلگرام

    ابزار های وبلاگ ، سئو و بهینه سازی وب سایت ، سیستم های مدیریت محتوا ، قالب های وبلاگ ، ابزار های وب سایت ، قالب های وب سایت ، معرفی وبلاگ و وب سایت های مفید ، کسب و کار در اینترنت ، کسب درآمد بدون اینترنت
  14. بهترین کانال های تلگرام

    هوا و فضا ، دانش و فن آوری در پزشکی ، دانش و فناوری در کامپیوتر ، دانش و فناوری در موبایل ، دانش و فناوری در وب سایت ها ، جنگ افزار ، تکنولوژی های روز
  15. نرم افزار اینستاگرام

    سیستم عامل ها ، لپ تاپ و تبلت ، نرم افزار ها ، سخت افزار ها ، بازی های کامپیوتری
  16. کانال پزشکی و سلامت تلگرام

    روانشناسی ، تغذیه ، بهداشت ، بیماری ها و روش درمان
  17. بهترین پیج اینستاگرام

    اخبار ورزشی ، معرفی ورزش ها و تیم ها ، شخصیت های ورزشی
  18. عکس اینستاگرام

    برنامه ریزی درسی ، مقطع آموزش ابتدایی ، مقطع آموزش راهنمایی ، مقطع آموزش متوسطه ، مقطع پیش دانشگاهی ، مقطع آموزش فنی حرفه ای ، مقطع آموزش کاردانش
  19. فیلم اینستاگرام

    مقالات کار آفرینی و طرح کسب و کار ، مقالات عمومی ، درخواست مقالات ، مقالات علمی
  20. آموزش اینستاگرام

    رشته های فنی و مهندسی ، رشته های علوم تجربی ، رشته های علوم پایه و انسانی ، رشته های هنر ، معرفی رشته های دانشگاهی ، معرفی دانشگاه های ایران ، رشته های پزشکی ، رشته های زبان انگلیسی
  21. کانال مذهبی تلگرام

    اهل بیت و علما ، احکام ، مولتی مدیای مذهبی
  22. کانال خانواده تلگرام

    خانواده ، هنر در خانه
  23. کانال آشپزی تلگرام

    انواع شیرینی ، انواع دسر ، انواع غذا ها و طرز تهیه آن ها ، خورش ها ، سوپ و سالاد ، ساندویچ و پیتزا ، سس و ترشی
  24. کانال گردش و گردشگری تلگرام

    معرفی مکان های زیارتی ، معرفی مکان های تفریحی ، معرفی مکان های شگفت انگیز ، معرفی شهرها و کشورها
  25. سایر موضوعات تلگرام

    اخبار و مطالب گوناگون خبری ، معما ها و چیستان ها ، اخبار گوناگون اینترنتی ، صندلی داغ ، گفتگو با کاربران ، بازارچه خرید و فروش ، زباله دان
  26. کانال تست روانشناسی تلگرام

    تست هوش
  27. کانال روانشناسی ازدواج تلگرام

    نکات قبل از ازدواج ، نکات بعد از ازدواج
  28. کانال مشاوره جنسی تلگرام

    راهنمایی علمی جنسی
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.